" داریوش بر آن بود که مواد و مصالحی که در ساختمان کاخ باشکوه اش در شوش به کار می رود ،نمایاننده ی همه ی آنچه باشد که بر پهنه ی امپراطوری اش موجود بود .این گاو نر بال دار شکل یافته با آجرهای لعاب دار ،به احتمال بسیار ،در سده ی پنجم پیش از میلاد به دست بابلیان ساخته شده است ."
برگرفته از کتاب "سرور دانای آسمان ها" ،نشر نی ،چاپ اول ۱۳۸۴
در بیشتر فرهنگ نامه های غربی از پورسینا به عنوان پزشک ایرانی که بیشترین تاثیر را در دانش اسلام داشته نام برده شده است( مانند Encyclopedia Britannica و Encarta )و در برخی از فرهنگ ها مانند" CATHOLIC ENCYCLOPEDIA " از پورسینا با عنوان "پزشک و فیلسوف عرب " یاد شده است .
در وب سایت کتابخانه ملی پزشکی آمریکا هیچ اشاره ای به ملیت او نشده است و گذرا به داشتن ملیت عرب اشاره شده است .
واقعیت اینجاست که پورسینا مهمترین کتاب های خود مانند کتاب قانون را به زبان عربی نوشته است و در آن زمان که پورسینا می زیست ( سده پنج هجری ) نوشتن به زبان عربی رایج بود اما هر کسی به این زبان می نوشت دلیلی نبود تا عرب هم خوانده شود !
سال پیش در همین روزها ، سایت خبرگزاری میراث فرهنگی مصاحبه ای با یکی از پژوهشگران تاریخ علم و ریاضیات ، پرویز شهریاری انجام داد که ایشان اشاره کردند که چگونه شد که او "فرزند سینا " خوانده شد . در بین اجداد او هیچ کسی به نام سینا وجود نداشته است . پس چگونه "حسین پسر عبدالله " بعدها به صورت " ابن سینا / پورسینا " یعنی "فرزند سینا " نامیده شد ؟
به گفته آقای پرویز شهریاری :
"سينا " يا صورت قديميتر آن « سئينه » پزشك مشهوري در تاريخ ايران بوده است كه از همه جاي دنيا براي معالجه يا معاينه نزد او ميآمدند. او 700 سال قبل از ميلاد، گمان ميكنم در زمان مادها، در هگمتانه (همدان امروزي) زندگي ميكرده و صاحب مكتبي بوده است. سئينه از چنان شهرتي در پزشكي برخوردار بود كه پس از مرگ نام او تبديل به اسطوره ميشود .اين اسطوره به شاهنامه هم سرايت كرده است. كلمه «سيمرغ» و «سيرنگ» در شاهنامه از همين اسم گرفته شده كه كارشان طبابت بوده است. پر سيمرغ را در آتش ميانداختند و او حاضر ميشد و طبابت ميكرد . متن گفتگو
لینک مرتبط :
۱- پایگاه جهانی این سینا ، جستاری از دکتر امیرحسین آریان پور ( متن به صورت PDF است )
داشته باشید که مخاطبان آن می توانند بی شمار باشند . همان کاری که بیشتر ما در دوره ای از زنده گی مان انجام می دادیم و دفترچه ای شخصی برای نوشتن داشتیم .
وبلاگ همان دفترچه ی شخصی است که مجازی شده است . مجازی یعنی غیر فیزیکی و لمس نشدنی و نه غیر واقعی . اما تفاوت این دو در وجود مخاطب است . هیچ وبلاگ نویسی ( یا بلاگری ) نمی تواند ادعا کند که نیاز به مخاطب ندارد چون اگر این گونه بود ٬در همان دفترچه کاغذی اش بقیه ی مطالبش را می نوشت . پس هر وبلاگ نویسی نیاز به مخاطب دارد و تلاش می کند تا هر چه میتواند آمار دیدن وبلاگش را بالا ببرد .
هر چه آمار مخاطبان وبلاگ بالاتر رود٬ امکان نظرات نیز بالاتر میرود و امکان شنیدن و دیدن نظریات متفاوت و گاه متضاد نیز بالاتر . در نتیجه سعه صدر نویسنده نیز بالاتر می رود و انسانی دموکرات تر در مقایسه با دیروز پدید می آید .
دموکراسی در سطح حزب ٬باشگاه ٬ مشارکت عمومی مردم ٬ رای آزادانه دادن و آزادی بیان ٬ رونمای نازکی از دموکراسی است . دموکراسی در سطح عمیق خود یعنی به چالش کشیدن عقاید خود و تلاش برای اثبات بی مدرکی باورهای خود تا از این راه پایه های باورمان را مستدل تر و مستندتر کنیم و این نیز نیاز بسیار به شنیدن صدای مخالف و صدای دیگری دارد .
وبلاگ وسیله خوبی برای ارتقای دموکراسی ست . انسانها را دموکرات تر می کند . هرچند که معتقدم بیش از نود درصد وبلاگها ارزش یکبار خواندن هم ندارند.